
کتابخوانی باید یکی از اجزای اصلی روتین روزانه باشد.
یکی از مهمترین بخشهای توسعۀ فردی و بهبود انضباط شخصی، داشتن و رعایت روتین است. اگرچه برخی روتین داشتن را با زندگی مکانیکی (خشک و غیرمنعطف و در نتیجه بدون لذت احتمالاً) اشتباه گرفتهاند، اما به نظرم تفریح و لذت هم باید در چارچوب روتینها (روزانه یا هفتگی یا ماهانه) گنجانده شوند. چرا که قابلیت پیشبینی پیدا کرده و امکان برنامهریزی زمانی و مالی برای آن فراهم خواهد شد.البته این پست دربارۀ نظم شخصی و اصول و تکنیکهای آن نیست.
وقتی به صورت خودآگاه به روتین داشتن و روتین نوشتن فکر میکنیم، ناگهان با سؤال عجیبی روبرو میشویم: «در روتینم چه فعالیتهایی را بگذارم؟» این سؤال عجیب است از آن نظر که اولاً پیدا کردن پاسخ برای آن یک فرایند چالشی است. ثانیاً، انگار تا پیش از این اساساً کاری نمیکردیم. احساس دردناک بعد از این نتیجهگیری واقعاً قابل وصف نیست.
به هر روی، در ابتای سال ۱۴۰۳ تصمیم گرفتم «نوشتن» و «کتابخوانی» را در روتین روزانهام بگنجانم. در مورد نوشتن اوضاع بهتری نسبت به سال قبل دارم. هرچند که کمتر به انتشار ختم میشود و عموم نوشتهها بایگانی میشود. در کتابخوانی هم از لحاظ «کمّی» اوضاع نسبتاً خوب است.
نظم کتاب خواندنم هم به لحاظ زمانی و هم به لحاظ سیر موضوعی اما نیازمند بهبود است.
هدفگذاری کمّی من برای کتابخوانی در سال ۱۴۰۳، خواندن حداقل ده عنوان کتاب است.
لیست کتابهایی که تا امروز، ۱۱ آذر ۱۴۰۳، تمام کردهام را اینجا میآورم و به تدریج تا پایان سال بهروز میکنم:
(ترتیب لیست، از به تازگی خوانده شده تا قبلاً خوانده شده است)
بعداً دربارۀ هرکدام اگر خلاصهای یا تحلیلی نوشتم، از اینجا به آن لینک هم خواهم کرد.