قالب وردپرس
پنل نظارت هوشمند
نشست تنظیم‌گری خدمات پرداخت؛ از مقررات‌گذاری سنتی تا نظارت هوشمند
22 اکتبر, 2026

آیا BNPL باعث خلق پول می‌شود؟

مدل کسب و کار BNPL

مدل کسب و کار BNPL

رشد فراگیری مدل کسب‌وکاری «الآن بخر، بعداً پرداخت کن» یا BNPL را می‌توان برجسته‌ترین روند شبکۀ پرداخت الکترونیک ایران در یک سال اخیر دانست. مدلی که در خریدهای اینترنتی به تدریج برای خود جا باز کرده و در حال سهم گرفتن از تراکنش‌های پرداخت الکترونیک است. برای تسهیل خریدهای حضوری هم سرویس‌دهندگان این مدل در تلاش هستند تا از تجربۀ کاربری جاافتادۀ خرید کارتی روی دستگاه پوز به‌نحوی بهره ببرند.

قبلاً در پنل تنظیم‌گری هوشمند الکامپ اشاره کردم که این مدل، ساختار حقوقی پرداخت خرد الکترونیک را هم دستخوش تغییر کرده. به‌طور معمول، در لحظۀ پرداخت خریدار بابت دریافت کالا یا خدمت، به فروشنده بدهکار می‌شد. بانک، PSP و شاپرک هم ظرف حداکثر ۲۴ ساعت تضمین تأدیۀ این بدهی را به عهده دارند.

در BNPL اما خریدار بعد از دریافت کالا یا خدمت، به سرویس‌دهندۀ BNPL بدهکار می‌شود، سرویس‌دهنده به فروشنده. در واقع سرویس‌دهنده طی قراردادهایی با خریدار و فروشنده، با پذیرش ریسک نکول خریدار و به عهده گرفتن مسئولیت پردازش عملیات خرید، امکان فروش قسطی را برای فروشنده فراهم می‌کند.

خریدار قدرت خرید آینده‌اش به امروز منتقل شده، فروشنده کالا یا خدمتش عرضه شده و روی دستش نمانده و سرویس‌دهندۀ BNPL هم بابت تسهیل این فرایند، کارمزد دریافت کرده است.

تردیدی نیست که این خدمت، شکلی از تأمین اعتبار است که به‌طور سنتی ارائۀ آن بر عهدۀ بانک‌ها بوده و نهاد ناظر آن هم بانک مرکزی‌ست. وقتی BNPLها در قامت فین‌تک‌های غیربانکی به ارائۀ این خدمت می‌پردازند، طبعاً نهاد ناظر نسبت به آن حساس می‌شود و اولین پرسش آن هم این است: آیا این شکل از خلق اعتبار می‌تواند به «خلق پول» منجر شود و از این طریق فشار تورمی ایجاد کند؟

پاسخ کوتاه این است: BNPL غیربانکی لزوماً موجب خلق پول نمی‌شود، اما می‌تواند موجب خلق اعتبار و افزایش قدرت خرید شود و در شرایط خاص، از مسیرهای مستقیم یا غیرمستقیم به افزایش فشارهای تورمی کمک کند.

برای فهم دقیق این موضوع، ابتدا باید میان سه مفهوم خلق پول، خلق اعتبار و افزایش تقاضای مؤثر تمایز قائل شد.

خلق پول با خلق اعتبار یکی نیست

در بانکداری مدرن، اعطای تسهیلات بانکی می‌تواند هم‌زمان با ایجاد سپرده جدید همراه باشد. به بیان ساده، بانک در زمان اعطای تسهیلات، در سمت دارایی خود یک مطالبۀ جدید و در سمت بدهی خود سپرده جدید ایجاد می‌کند.

بنابراین، اعتباردهی بانکی به افزایش عرضۀ پول منجر می‌شود.

اما یک فین‌تک غیربانکی چنین قابلیتی را ذاتاً ندارد. اگر اسنپ‌پی، دیجی‌پی یا تارا از سرمایه خود، سرمایه‌گذاران یا منابعی که قبلاً در نظام مالی وجود داشته برای تأمین اعتبار برای مشتری استفاده کنند، در واقع پول جدیدی خلق نکرده‌اند؛ بلکه منابع موجود را به شکل اعتبار در اختیار مصرف‌کننده قرار داده‌اند.

برای مثال، اگر اسنپ‌پی ۱۰۰ میلیارد تومان منابع در اختیار داشته باشد و همین مبلغ را در قالب BNPL به مشتریان اختصاص دهد، ۱۰۰ میلیارد تومان پول جدید وارد اقتصاد نشده است. آنچه تغییر کرده، نحوۀ تخصیص منابع و زمان‌بندی مصرف است.

بنابراین این گزاره که «هر BNPL غیربانکی باعث خلق پول می‌شود» از نظر پولی دقیق نیست.

اما داستان در اینجا تمام نمی‌شود؛ BNPL می‌تواند خلق اعتبار کند.

این مدل کسب‌وکاری حتی اگر موجب خلق پول نشود، می‌تواند اعتبار جدید ایجاد کند. این اعتبار به مصرف‌کننده اجازه می‌دهد خریدی را امروز انجام دهد که در غیاب اعتبار باید در آینده انجام می‌داد.

این ویژگی اهمیت اقتصادی قابل‌توجهی دارد. اگر من امروز نیاز یا تمایل دارم گوشی موبایلم را عوض کنم اما پول (نقدینگی) کافی برای آن ندارم، فعلاً قادر به خرید نیستم. BNPL به من امکان می‌دهد موبایل را امروز بخرم و هزینۀ آن را طی چهار یا شش یا n ماه پرداخت کنم.

در این فرآیند الزاماً پول جدیدی خلق نشده اما قدرت خرید فعلی فرد افزایش یافته است.

از منظر اقتصاد کلان، این موضوع می‌تواند به افزایش تقاضای مؤثر منجر شود. این افزایش، اگر با ظرفیت تولیدی اقتصاد متناسب نباشد، می‌تواند منجر به اثر تورمی شود.

فرض کنیم در یک اقتصاد، ظرفیت تولید کالا و خدمات تقریباً ثابت است، اما تعداد زیادی از خانوارها با استفاده از BNPL قادر می‌شوند مصرف خود را از آینده به امروز منتقل کنند. در این حالت، تقاضای مؤثر افزایش می‌یابد. اگر عرضه کالا و خدمات نتواند متناسب با این افزایش تقاضا رشد کند، بخشی از تنظیم این عدم تناسب ممکن است از طریق افزایش قیمت‌ها صورت گیرد.

اما این رابطه قطعی نیست. اگر اقتصاد ظرفیت تولید مازاد داشته باشد، این مدل نوعی تحریک تقاضا محسوب شده و می‌تواند به افزایش تولید (رونق) منجر شود و نه افزایش قیمت. یعنی با پیش‌شرط‌هایی، BNPL را می‌توان ابزاری برای خروج از رکود تورمی تلقی کرد.

از سوی دیگر، این رابطۀ علی می‌تواند معکوس هم باشد. یعنی در اقتصادی با تورم بالا، خانوارها برای مصون ماندن از افزایش قیمت، برای جلو انداختن خریدهای آتی خود ممکن است بیشتر به BNPL روی بیاورند، زیرا پرداخت هزینۀ کالای امروز در آینده در واقع ارزان‌تر می‌شود.

در نتیجه باید مراقب خطای تحلیلی علیت معکوس (Reverse Causality) بود: ممکن است تورم بالا موجب رشد BNPL شود، نه اینکه رشد BNPL علت تورم باشد.

این موضوع در اقتصادهایی با تورم بالا مثل اقتصاد ایران اهمیت مضاعف دارد. وقتی ارزش واقعی پول به‌سرعت کاهش می‌یابد، پرداخت بدهی در آینده نسبت به پرداخت همان مبلغ در زمان حال، ارزش واقعی کمتری دارد. در نتیجه، BNPL می‌تواند جذابیت بیشتری پیدا کند و رشد آن نیز می‌تواند سریع‌تر شود.

البته این چرخه را نباید به‌عنوان یک رابطۀ قطعی و خودکار تلقی کرد؛ شدت آن به ساختار تأمین مالی، اندازه بازار BNPL، وضعیت عرضه و سیاست پولی بستگی دارد.

تنظیم‌گر باید چه کند؟

پس خلق اعتبار، خلق پول و تورم لزوماً یکی نیستند اما می‌توانند به هم مرتبط شوند. نقطۀ حساس این ارتباط، منبع تأمین مالی BNPL است.

تنظیم‌گر به جای این‌که بپرسد: «سرویس‌دهندۀ BNPL بانک هست یا نیست؟ اگر نیست باید تعطیل کند»، باید بپرسد «اعتبار ارائه‌شده از چه منبعی تأمین می‌شود؟»

بر این اساس می‌توان دست‌کم سه مدل BNPL را از یکدیگر تفکیک کرد:

در مدل اول، فین‌تک از سرمایۀ خود یا منابع سرمایه‌گذاران استفاده می‌کند. در این حالت، عمدتاً با تخصیص مجدد منابع موجود مواجهیم و ارتباط مستقیمی با خلق پول وجود ندارد.

در مدل دوم، فین‌تک از یک بانک خط اعتباری دریافت می‌کند. در اینجا ممکن است در سطح بانک، اعتباردهی با ایجاد سپرده همراه شود. بنابراین BNPL در انتهای یک زنجیره قرار می‌گیرد که می‌تواند با خلق پول بانکی مرتبط باشد.

در مدل سوم، فین‌تک از وجوه مشتریان یا منابعی با ماهیت شبه‌سپرده‌ای برای تأمین اعتبار استفاده می‌کند. این مدل از منظر تنظیم‌گر بسیار حساس‌تر است؛ زیرا ممکن است موجودیتی که مجوز بانکداری ندارد، وارد حوزه‌ای از واسطه‌گری مالی (financial intermediation) شود.

از منظر تنظیم‌گری بهتر است به جای تمرکز صرف بر عنوان BNPL و صرف زمان و انرژی برای اضافه کردن یک مجوز جدید، زنجیرۀ فعالیت را بر اساس سه مدل مورد اشاره بررسی کرد.

هرچه یک مدل BNPL در زنجیره به سمت واسطه‌گری اعتباری، ایجاد اهرم مالی، استفاده از منابع اشخاص ثالث و ارتباط عمیق‌تر با شبکه بانکی حرکت کند، ضرورت اعمال الزامات احتیاطی (prudential) و نظارتی نیز بیشتر می‌شود.

در نتیجه، همه BNPLها نباید الزاماً تحت یک رژیم مقرراتی قرار گیرند. یک مدل BNPL که صرفاً یک ابزار پرداخت با تأمین مالی محدود و از پیش مشخص است، از نظر ریسک با مدلی که به‌صورت گسترده اعتبار ایجاد می‌کند و از منابع بانکی یا وجوه مشتریان استفاده می‌کند، یکسان نیست.

محمد اسدی
محمد اسدی
کارشناس و تحلیل‌گر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *