قالب وردپرس
هنر، نقد جامعه و storytelling
3 اکتبر, 2016
برندسازی و استراتژی محتوا – قسمت دوم
8 اکتبر, 2016

من هنوز منتظر الی هستم!

در مورد عماد، کفۀ تراوز به سمت «قانون» سنگینتره. حوزۀ اخلاق با حوزۀ قانون تفاوت داره. عمل قانونی لزوماً مبتنی بر اخلاق نیست و عمل غیر اخلاقی هم لزوماً غیر قانونی نیست. در «فروشنده»، از همان ابتدای فیلم به شکل های مختلف به حریم خصوصی یک شهروند تجاوز میشه که قاعدتاً و طبق عرف دنیای پیشرفته باید قابل پیگرد قانونی باشه. اما در همۀ آنها عماد تقریباً سکوت می کنه.

فروشنده، آخرین ساختۀ اصغر فرهادی، کارگردان اسکار گرفتۀ ایرانی هم اکران شد. فرهادی از زمان سریال داستان یک شهر تا امروز نشان داده که هدفش پرداختن به دغدغه های اجتماعی و خلق کردن موقعیتهایی هست که مسألۀ «اخلاق» را به چالش بکشه. ویژگی همۀ موقعیت هایی هم که خلق کرده این بوده که کاملاً دم دستی و عمومی بوده به این معنی که هر کدام از مخاطب ها می توانستند به راحتی خودشون رو در اون موقعیت قرار بدهند و بر اساس این همذات پنداری، در مورد کارهای شخصیت های داستان قضاوت کنند. ویژگی مشترک دیگر این موقعیت ها این بوده که همۀ آنها موقعیت های «اخلاقی» بوده اند.

اما فروشنده از منظر هر دوی این موارد با کارهای قبلی تفاوت داره.

موقعیت محوری خلق شده برای عماد (شهاب حسینی) موقعیتی نیست که هر کسی به راحتی بتواند خود را در آن فرض کند و واکنش های او را قضاوت کند. دروغ گفتن یا نگفتن «سپیده» یا «نادر» با توجیه حفظ منافع فردی یا جمعی را همۀ ما به شکلهای مختلفی در زندگی روزمره کمابیش تجربه کرده ایم. اما موقعیت «تجاوز»، خیلی کمیاب هست و علیرغم اینکه ممکنه هر روز خبرهای زیادی از این نوع اتفاقات بخوانیم، اما به نظر می رسه که ارتکابش خیلی سخت تر از بقیۀ جرائم باشه. همونطور که در فیلم هم می بینیم، موقعیتی هم که خلق شده خیلی کمیاب است. عماد چقدر باید بدشانس باشد که یک نیمه شب به خاطر حفاری ملک کناری و احتمال فرو ریختن ساختمان، مجبور به اسباب کشی اجباری شود، جایی را پیدا نکند، عجالتاً به آپارتمان دوستش برود که از قضا قبلاً در اجارۀ یک فاحشه بوده و یکی از مشتریان او هم بدون هماهنگی مراجعه کند، با در باز روبرو شود و….

می بینید؟ احتمال وقوع تک تک این اتفاقات ناچیزه و احتمال کنار هم قرار گرفتن آنها باز هم ناچیزتر و همین باعث میشه، نه اینکه نتوانیم، بلکه سخت تر بتوانیم حال عماد رو درک کنیم و عکس العمل احتمالی خودمون رو حدس بزنیم. هرچند، انتظار خود من این بود که در پایان فیلم با یک قتل یا حداقل درگیری خشونت آمیزتری مواجه شوم. هر چه نباشد «عماد» ایرانی است. ولو اینکه معلم و هنرمند باشد!

تفاوت دومی که می خواهم به آن اشاره کنم در باب مسألۀ اخلاق هست. موقعیتهای دراماتیک نظر و اعلا و مجتبی و روحی و سپیده و نادر و احمد و مارین و سمیر همگی موقعیت های «اخلاقی» هستند یا اینکه شخصیت در «برابر» قانون، مجبور به تصمیم گیری اخلاقی میشه. اما در مورد عماد، کفۀ تراوز به سمت «قانون» سنگینتره. حوزۀ اخلاق با حوزۀ قانون تفاوت داره. عمل قانونی لزوماً مبتنی بر اخلاق نیست و عمل غیر اخلاقی هم لزوماً غیر قانونی نیست. در «فروشنده»، از همان ابتدای فیلم به شکل های مختلف به حریم خصوصی یک شهروند تجاوز میشه که قاعدتاً و طبق عرف دنیای پیشرفته باید قابل پیگرد قانونی باشه. اما در همۀ آنها عماد تقریباً سکوت می کنه. نه به خاطر کوچ اجباری و نه به خاطر بی احترامی زنی در تاکسی هیچ واکنشی نمی بینیم و وقتی این تجاوزها به حریم خصوصی به اوج می رسه، باز هم در مورد پناه بردن به قانون، شک و تردید وجود داره.

چرا هیچیک از همسایه ها وقتی کسی را با آن شرایط در حمام خانه اش پیدا می کنند و می دانند که کسی از خانه فرار کرده، پلیس خبر نمی کنند؟ چرا عماد سراغ پلیس نمیره و شخصاً وانت رو «ضبط» می کنه؟ در جایی یکی از همسایه ها اشاره میکنه که «چه کاریه، هی دادگاه رو برو بیا ثابت بشه یا نشه…». آیا این به معنی عدم اعتماد به ساحت قانونه؟ چرا باید شخصاً به دنبال متجاوز بگرده؟ فیلم تنها در بخشهای پایانی از حیث حوزۀ اخلاق و قانون به فیلم های قبل شباهت پیدا میکنه. یعنی یک موقعیت کاملاً قانونی (بدین معنی که راه حل قانونی براش وجود داره یا قاعدتاً باید وجود داشته باشه) به یک موقعیت اخلاقی کشانده میشه. حالا سؤال برای عماد از «شکایت کنم یا نه؟»، به «بکشمش یا نه؟»، «بزنمش یا نه؟» و «آبروشو جلوی زنش ببرم یا نه؟» تغییر میکنه. انصافاً پاسخ به کدام سؤال ها راحتتره؟ اگر همه چیز سر جای خودش باشه، هزینۀ پاسخگویی به کدام سؤال کمتر هست؟

به نظر من، مهمترین دلیل جذاب شدن فیلم های فرهادی، و سایر کارگردان های سبک رئالیسم، طرح چنین سؤال هاییه. فارغ از اینکه در فلیم به اونها پاسخی داده بشه یا نه. لذت فیلم دیدن با لذت طرح این سؤال ها و فکر کردن به پاسخ اونها دو چندان میشه. هرچند که این لذت در فیلم فروشنده، به اندازۀ کارهای قبلی فرهادی، مخصوصاً «دربارۀ الی…» نبود.

به هر حال ما هنوز منتظریم «الی» برگرده…

محمد اسدی
محمد اسدی
تحلیل‌گر کسب‌وکار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *